من و کرونا
درگیر کرونا شده این فکر و خیالم
هم فکر خودم هستم و هم اهل و عیالم
هستیم قرنطیه در این خانه ی خاموش
خورشید ندیده به خدا شکل و جمالم
می شویم و می سابم و از ترس کرونا
تا پاک شود دست که بر چهره بمالم
عید آمد و ایام بهار آمد و گلگشت
افسوس که بسته کرونا این پر و بالم
آیم به سراغت، کرونا نفله اگر شد
ای دوست که بی تو نشود شاد خیالم
چون دانه ی اسپند شده طاقت من طاق
بس منتظر شئعله ی یک تکه زغالم
اصغر عاشوری ۲۶اسفند۹۸
برچسب:
نویسنده: آریا خوشنام